با عرض پوزش از شما بازدیدکنندگان گرامیَ همانطور که اطلاع داشتید چند وقتی از دنیای وبلاگ نویسی دور بودم. و مشغول کار خود بوده و وبلاگ نویسی را کنار گذاشته بودم. اما دیروز به طور اتفاقی وقتی وبلاگ خودم را باز کردم با کمال تعجب مشاهده کردم که عکس هایی را که در رابطه با طبیعت آذربایجان زده بودم تغییر کرده است و عکس های بی محتوایی در وبلاگ زده شده است. از این رو با بازسازی مطالب و حذف برخی از مطالب و عکس ها وبلاگ را تقریباْ دوباره نویسی کردم. اما در رابطه با عکس های تغییر یافته که( به هر عنوان هک یا سرقت رمز) اهداف این این فرد و یا افراد کاملاْ آشکار بوده و آن هم دشمنی با مردم آذربایجان که به دشمنی با طبیعت آذربایجان نیز منجر شده است. چرا که فقط عکس های طبیعت آذربایجان تغییر یافته بود.از این رو مطالب این وبلاگ را نیز دوباره خواهم نوشت و عکس های بیشتری نیز از طبیعت آذربایجان را نیز در مطالب خود خواهم افزود.
نوشته شده توسط اورمان چی در دوشنبه 1388/06/16 ساعت 20:16 موضوع | لینک ثابت
Bioloji cəhətdən öz inkişafında bir-birinə qarşılıqlı təsir göstərən torpağın, suyun, ağac, kol, ot bitkilərinin, heyvanat aləminin, mikroorqanizmlərin vəhdəti hesab edilən meşə sahələri Azərbaycanın ən qiymətli milli təbii sərvəti hesab olunur.
Dünya üzrə meşə örtüyünün sahəsi 4 mlrd. hektardır. Bunun 809 mln. ha Rusiya Federasiyasının, 478 mln. ha Braziliyanın, 310 mln. ha - Kanadanın və 303 mln. ha ABŞ-ın payına düşür.
Son 200 ildə dünya üzrə meşə ərazilərinin sahəsi 2 dəfədən çox azalmışdır. XVIII-XIX əsrlərdə indiki Azərbaycan ərazisinin 35%-i meşə ilə örtülü olmuşdur. Hal-hazırda Azərbaycan meşələrinin ümumi sahəsi 989,4 min ha və ya ərazisinin 11,4%-ni təşkil edir. Bu rəqəm Rusiya Federasiyasında 44%, Latviyada - 41%, Gürcüstanda 39% təşkil edir.
Ölkəmizin meşə ehtiyatının 49% Böyük Qafqaz regionunun, 34% Kiçik Qafqaz regionunun, 15% Talış zonasının və 2% Aran zonasının (Naxçıvan MR ilə birlikdə) payına düşür. Azərbaycanda adambaşına 0,12 ha meşə sahəsi düşür.
نوشته شده توسط اورمان چی در دوشنبه 1388/06/16 ساعت 20:3 موضوع | لینک ثابت
قبل از خبر بطور خلاصه بگم قرار درختان کهنسال رو در گیلان به جرم خرافه پرستی قطع کنند تو عمرتون خبری از این وحشتناک تر و نابخردانه تر شنیده بودید. می گم بیایم تمام درختانی که ازشون چوبه اعدام می سازند به جرم کشتن انسان ها بسوزونیم چون درختان هستند که وسایل اعدام رو قدیم فراهم می کردند و یا چون درختان تو سیل اول میانکاله جلو آب و نگرفتن و خیلی از آدم ها مردند بیایم در یک اقدام انقلابی همه جنگل گلستان رو بسوزونیم اخه تقصیر ما آدم ها نبود که درخت ها وقتی صد خاکی شکست باید جلوی آب می گرفتند و یا وقتی قدیم می خواستند یکی و به درخت اویزون کنند درخت باید در می رفت یا نمی دونم دیگه چکار می تونست بکنه اصلا بیایم هر درختی که می تونه در آینده کهنسال بشه رو هم از ریشه در بیاریم و چون همه درختان احتمال داره در ۱۰۰۰ سال آینده کهنسال بشوند بیایم همه درختان کشور رو در یک اقدام انقلابی بزرگ بسوزونیم تا ریشه خرافه پرستی تو کشور برای همیشه ازبین برود.
آخه یکی نیست تو این مملکت به اندازه یه سر سوزن سواد داشته باشه مگه درخت جز وسیله چیز دیگه ای خوب بابا جان بیاید به فرهنگ بسازید، ریشه رو بخشکونید نه درخت کهنسالی که تمام دنیا حسرت داشتن یکی از اونها رو می خورند و ما ۴۰۰ تاش رو تو ایران داریم نه، بگم داشتیم بهتره.
آهان نکنه اونها رو با بت های که پیامبر شکوندن اشتباه گرفتید بابا اون بت ها ساخته دست بشر بودند نه معجزه عظیم خداوند که با اونها برای ما انسانهای کودن یادآور عظمت و شکوه و بزرگی خالق و آفریینده شون است.
بخدا ما مسلمونیم به پیر به پیغمبر قسم که ما دین عشق و دوستی رحم و مروت و داریم چرا خرابش می کنیم چرا بهانه دستون دیگرون می دیم که ما رو احمق و عقب افتاده و دینمون جز وحشی گری و کشتار و زور و خرافه چیزه دیگه ای ندونند. وقتی باطبیعت بی آزار این کار می کنیم وای به حال...
والا اگر من هم جاشون بودم وقتی چنین چیزی می شنیدم و می خوندم می گفتم عجب دین خطرناکی شانس آوردیم اونموقع که گالیله گفت زمین می چرخه علمای دین وقت به شدت باهش مبارزه کردن بجای محاکمه گالیله زمین رو متهم نکردن یا خورشید و بخان مثلا با آب خاموش کنند که دیگه کسی مثل گالیله نیاد و همچین حرفی بزنه اگرچه اگر می تونستن اونها هم همین کار و می کردند.
خلاصه کاش یه نفر تو این مملکت ما یادش بیاد که درخت ها خرافه پرستی و رواج ندادن ضعف علمای دینی ماست که باعث شده مردم برند سراغ درخت بجای آفریینده درخت. اگر هرکسی بخواد ضعف خودش رو با نابودی طبیعت بپوشونه به سلامتی تا چند سال آینده یه بیابون بزرگ داریم به اسم ایران
اصل خبر
قتلعام درختان کهنسال به بهانه خرافهپرستی
در روزهای اخیر، دستور قطع درختان کهنسال از سوی حجتالاسلام میرحسینی
اشکوری، مدير كل اوقاف و امور خيريه استان گيلان صادر و دلیل این تصمیم
جاهلانه، مبارزه با خرافهپرستی عنوان شده است.
درختان کهنسالی که عمر تعدادی ازآنها به سه، چهار هزار سال میرسد و
برخی از مردم بنا به اعتقادات دیرینهشان به این درختان دخیل میبندند و
حاجت میطلبند به عنوان عامل اصلی خرافهپرستی محکوم به مرگ شدند.
در این راستا با مهندس محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها
و مراتع کشور گفت و گو کردهام تا پیرامون این موضوع اطلاعات دقیقتری
به دست آوریم.
روز پنجشنبه شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که اداره کل
امور اوقاف استان گیلان تصمیم گرفته برای مبارزه با خرافهپرستی، برخی از
درختانی را که از آنها به عنوان درختان مقدسنما اسم آورده قطع کنند و
حجتالاسلام اشکوری اعلام کرده ما این چوبها را به مصارف خیریه
میرسانیم.
تا کنzن چند اصله درخت قطع شده است؟
آقای اشکوری اعلام کرده که ما برنامه داریم ۴۰ تا از این درختها را قطع
کنیم. اما خبری که در سایت باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صدا و سیما
آمده، اعلام شده این ۴۰ پایه قطع شده است.
امام جمعه شهر هم گفته ۵۰ پایه در استان گیلان شناسایی شده که ما دستور
دادهایم این ۵۰ پایه را قطع کنند، منتهی ما با چند تن از مسوولان ذیربط
از جمله رییس سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور صحبت کردیم،
اینها گفتند فعلاً دو اصله قطع شده و بقیه اصلهها شناسایی شده و
میخواهند قطعشان کنند..
با مدیر کل محیط زیست استان، و آقای مهندس ابوالقاسم بهرامی، رییس شورای
عالی جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور، توسط همکارانمان صحبت کردیم،
اینها به شدت اظهار تاسف کردند و گفتند نهایت تلاشمان را میکنیم تا
جلوی این فاجعه را بگیریم.
عکسالعمل مردم در اینباره چگونه بوده است؟
آنچه من تا کنون اطلاع دارم، عملاً هیچ. من هم تعجب میکنم که چگونه است
مردم محلی و تشکلهای زیست محیطی تا کنون هیچ برخورد جدی و هیچ مقاومتی
نکردند و هیچ بیانیهای در این مورد صادر نشده است.
چیزی در حدود ۴۰۰ پایه به عنوان درختان کهنسال در کشورمان داریم این ۴۰۰
پایه بسیار واجد اهمیتاند و در دنیا بینظیرند. مثلاً یک ٱرس ۳۰۰۰ ساله
در خراسان داریم که هیچ جای دنیا این ٱرس را ندارد، یا یک صنوبر ۳۰۰ ساله
داریم، این صنوبر ۳۰۰ ساله بینظیر است، حداقل ۱۰ برابر میانگین سن
صنوبرهای معمولی رشد کرده و توانسته به حضور خودش در شرایط مختلف سخت آب
و هوایی ادامه دهد.
اروپاییها بهخصوص اکولوژیستهای اروپایی به این تعداد پایههای کهنسالی
که در کشور ما وجود دارد، رشک میبرند و حسرت این را دارند که حتی یکی از
این پایهها در کشور خودشان باشد.
این درختان علاوه بر اینکه ذخیره ژنتیکی منحصر به فرد را برای ما فراهم
کردهاند، یک آزمایشگاه طبیعی را هم برای ما فراهم آوردهاند تا بتوانیم
با بررسی این گونهها و این پایهها وضعیت گذشتهی کشور خودمان را از نظر
زیست اقلیمی و جغرافیایی در طول چند هزار سال گذشته بررسی کنیم.
ما پایههایی سه تا چهار هزار ساله در کشورمان شناسایی کردیم. متاسفانه
این خطر وجود دارد که اگر این رویه باب شود و برای مبارزه با خرافهپرستی
دستور معدوم کردن درختها را بدهند، ممکن است به بقیه استانها تسری پیدا
کند و این ویژگی ممتازی که کشورمان دارد، یعنی حضور حداقل ۴۰۰ پایه
کهنسال را از دست بدهیم.
گویا صدا و سیما از این عمل به عنوان یک عمل شایسته نام برده است.
بله، این باعث تاسف است. خبر را در بخش خبری بیست و سی شبکه دو شنیدم و
از طرف مدیر کل اوقاف استان گیلان این عمل را به عنوان یک عمل قابل دفاع
و مبارزهی اصولی با خرافهپرستی مطرح کرد.
در صورتیکه برای مبارزه با خرافهپرستی باید به ریشهها بپردازیم. درخت
یک ابزار است، باید دید چرا مردم حاجتهای خودشان را از یک درخت
میخواهند.
به نظر من، سوای این مسأله، درخت مقدس است، یعنی درختی که میتواند با
حضور و فتوسنتز، حیات را در کره زمین دوام ببخشد، یک موجود بسیار مفیدی
است که اگر حفظش کنیم و از آن مواظبت کنیم، نه فقط به نسل حاضر که به نسل
آینده و به ارتقای کیفیت زندگی هم کمک میکنیم.
یک دلیل مهم که پایههای کهنسال تا کنون در کشور ما دوام آوردهاند،
همین نگاه تقدسمآبانهای بوده که مردم به آنها داشتهاند و حرمت این
درختان را حفظ کردهاند.
اغلب هم میبینیم که این درختان در کنار امامزادهها حضور دارند، پس این
یک ویژگی مثبت است. باید این ویژگی را قدر بدانیم، و این مساله را که
درخت باید مقدس باشد تقویت کنیم.
وقتی پیامبر اسلام میگوید شکستن شاخهی درخت مانند شکستن بال ملائک
است، بر این تاکید کرده که درخت آنقدر ارزشمند و مقدس است که شکستن
شاخهی درخت، همانقدر ناراحت کننده است که شکستن بال فرشتگان.
علاوه بر مسوولین، بیشتر انتظار دارم که تشکلهای مردم، نهادهای زیست
محیطی و مردم محلی در این حوزهها فعالتر برخورد کنند، خودشان از
موجودیتشان، از میراثهای طبیعی و فرهنگیشان دفاع کنند.
امروز به وسیله همکارانمان با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تماس
گرفتیم، چون تا کنون چند تا از این درختها ثبت ملی شده است.
با سازمان جنگل و مراتع، موسسه تحقیقات جنگل و مراتع و سازمان حفاظت محیط
زیست و بخشهای مختلف صحبت کردیم.
جالب است که اغلب این مدیران و دوستان از این قضیه اظهار ناراحتی کردند.
منتهی اگر مردم محلی به موقع عکسالعمل نشان میدادند، هوشیارانه عمل
میکردند چنین فاجعهای اتفاق نمیافتاد. اگر این هوشیاری وجود داشته
باشد، میتوانیم مطمئن باشیم که از تکرار چنین فجایعی در آینده ایمن
هستیم.
اگر مردم حساسیت به خرج ندهند و همه را به مسوولیت بخش دولتی واگذار
کنند، با توجه به اینکه سیستمهای اداری در ساعت اداری فعالیت میکنند،
هر نوع اتفاقی ممکن است در طبیعت ما بیافتد.
آرزویم این است که مردم به عنوان اصلیترین سنگربان طبیعت ایران وارد عمل
شوند و از این مواهب طبیعی و ناب سرزمین مادری حفاظت کنند.
به نقل از سرکار خانم صابری
نوشته شده توسط اورمان چی در سه شنبه 1387/09/12 ساعت 19:18 موضوع | لینک ثابت
وسعت منطقه:483000هكتار تاريخ انتخاب به عنوان تالاب بين المللي 23/6/1975 نمونه اي بارز از يك درياچه نمك كه براي زمستان گذراني پرندگان، در سطح آب و نيز دشت ها و تالاب هاي اطراف، حائز اهميت فراوان است. در دشتهاي اطراف درياچه اورميه پليكان، ميش مرغ، قوي كوچك و انواع پرندگان پكاري يافت مي شود. پليكان پاخاكستري، فلامينگو،دال و ميش مرغ در اين ناحيه زاد و ولد مي كنند. درياچه اورميه يك منطقه بسيار زيباي طبيعي با تعداد زيادي جزيره است كه قويون داغي بزرگترين ان مي باشد. در اين درياچه علاوه بر قوچ و ميش، پرندگاني مثل كركس زرد و هما زاد و ولد مي كنند. چلبك ها و آرتميا، تنها موجودات آبزي درياچه مي باشند(علاوه بر پلانكتون ها) در حالي كه در مجموع 183 گونه پرنده در جزاير، روي آب و اطراف درياچه مشاهده شده اند.برداشت آرتميا جمعيت اين موجودات را كه به مصرف پرندگان به خصوص فلامينگوها مي رسند در معرض خطر قرار داده است. اين مجموعه به عنوان پارك ملي تحت حفاظت است!!!
نوشته شده توسط اورمان چی در سه شنبه 1387/09/12 ساعت 18:59 موضوع | لینک ثابت
وسعت منطقه:120هكتار
تاريخ انتخاب به عنوان تالاب بين المللي23/6/1975
در شمال بزرگراه تهران-تبريز و در استان آذربايجان شرقي قرار گرفته است. منطقه زاد و ولد اردك سرسفيد مي باشد. اردك بلوطي نيز در قوري گؤل تخم گذاري مي نمايند. قوري گؤل تنها منطقه اي است كه در آن كشيم گردن سرخ در ايران زاد و ولد مي كند. علاوه بر آن، بسياري از پرندگان آبزي در زمستان، منطقه مشاهده مي گردند مانند خوتكاي سفيد و چنگر، تنجه و آنقوت.
از اين منطقه براي تفرج، شكار اردك، ماهيگيري تفريحي، چرا و بالاخره قطع ني استفاده مي شود. علي رغم اين فشارها، اين درياچه در موقعيت خوبي قرار گرفته است و تهديد مهمي بر آن اعمال نمي گردد.

نوشته شده توسط اورمان چی در سه شنبه 1387/09/12 ساعت 18:56 موضوع | لینک ثابت
عموم تالاب ها اكوسيستم هايي بسيار مولد و داراي منافعي مهم مي باشند. بعضي از منافع كه تحت عنوان كالا و خدمات توصيف مي شوند ممكن است از بهره برداري غيرمستقيم تالاب به دست آيند(مثل تغذيه آبهاي زيرزميني) و يا فوايد و محصولات مستقيم باشند(مثل مكان هاي جمع آوري و استحصال چوب و يا ايستگاه هاي تحقيقاتي) و يا از جمله خواص تالاب ها باشند(مثل زيبايي مناظر طبيعي و يا اهميت مذهبي آنها).
بسياري از منافع تالاب ها براي جوامع و فعاليت هاي صنعتي و كشاورزي ضروري اند. از دست دادن تالاب باعث از بين رفتن اين منافع مي شوند. نگهداري تالاب ها به عنوان اكوسيستم هايي كارآمد در اغلب موارد، متضمن حفظ منافع مهم و ضروري براي توسعه مي باشد.
انواع فوايد تالابي
تامين آب
1-استحصال مستقيم آب توسط مردم
تالاب ها را در بسياري از موارد به عنوان منبع آب صنايع،كشاورزي و مصارف خانگي مورد استفاده قرار مي دهند. جويبارها،رودخانه ها، آبگيرها و درياچه ها حاوي آب قابل استحصال هستند. ساير تالاب ها مثل جنگل هاي تورب زار باتلاقي، معمولا از طريق حفر چاه هاي كم عمق به صورت منبع آب در مي آيند.
2-تامين و ذخيره آب در يك آبخوان(تغذيه آب زيرزميني)
اين امر زماني محقق مي شود كه آب داخل تالاب درون سيستم زيرين آبخوان حركت كند. ولي بايد دانست كه همه تالاب ها مكان هاي تزريق مجدد آب به سفره هاي آب محسوب نمي شوند؛ بعضي از آنها ممكن است برعكس باعث تخليه شوند، يعني سبب گردند تا آب سفره مذكور به تالاب وارد شود.
آبي كه از تالاب به آبخوان وارد مي شود ممكن است بصورت بخشي از سيستم آب هاي كم عمق زيرزميني درآمده و تامين كننده آب مناطق اطراف و پايداري سفره آبي باشد و يا در نهايت به سفره هاي عميق تر زيرزميني واردشده و به يك منبع ديرپاي آبي بدل گردد.
اين خاصيت در جوامع و صنايعي كه به چاه هاي عميق و نيمه عميق وابسته اند از ارزش بالايي برخوردار است. در برخي موارد يك تالاب آبخواني را تغذيه مي كند كه خود، آب نظام بالايي برخوردار است. در برخي موارد يك تالاب آبخواني را تغذيه مي كند كه خود، آب نظام پيچيده تر متشكل از زيستگاه هاي طبيعي،زراعي، صنعتي يا مسكوني اطرافش را تامين مي نمايد.
3-تامين آب براي تالابي ديگر(در ارتفاعي پائين تر)
اين مسئله زماني رخ مي دهد كه آب تالاب ثانوي توسط تالاب ديگري كه در بالا دست قرار دارد تامين شود.
پديده مذكور زماني مهم تر مي شود كه آب تالاب دوم به مصرف مصارف كشاورزي و صنعت برسد، يا سبب شود مناطق اكولوژيكي مهمي حفاظت گردد. همچنين وضعيت فوق شامل مواقعي مي شود كه آب به صورت مصنوعي يا پمپاژ وارد تالاب دوم گردد.
4-تنظيم جريان آب(با اولويت مهار سيلاب)
تالاب ها مي توانند به مثابه انباري براي آب هاي اضافي مورد استفاده قرار گيرند(آبهاي اضافي آب هايي هستند كه براثر بارش سنگين يا طغيان رودخانه ها بوجود مي آيند) اين تالاب ها مي توانند حاصل بارش،روان آب، رودخانه ها، يا منابع آب هاي زيرزميني باشند.
نوشته شده توسط اورمان چی در سه شنبه 1387/09/12 ساعت 10:31 موضوع | لینک ثابت
مردم ساماريندا(شرق كاليمانتان) مي گويند آب دريا قبلا در برخي از سالها وارد رودخانه ماهاكام مي شد و تا شهر هم مي رسيد، كه در سال 1991 پس از فقط شش ماه دوره خشكسالي، آب شور دريا رودخانه را پر كرد. اين واقعه آثار سوء بسياري بر كشاورزي، صنايع و بهداشت جامعه گذاشت. در بين مردم محلي اين باور وجود دارد كه ورود آب شور در اثر كاهش خروجي درياچه ها و رودهاي سيستم ماهاكام بوده كه علت آن قطع شديد جنگل هاي حوضه آن بوده است.
نوشته شده توسط اورمان چی در دوشنبه 1387/09/11 ساعت 11:1 موضوع | لینک ثابت
حدود 15 ميليون نفر بنگلادشي بطور فشره در يك سيستم دلتايي زندگي مي كنند كه مورد تخريب گياهي قرار گرفته است. از اين جمعيت در سال 1985 حدود40هزارنفر در اثر طوفان امواج از بين رفتند. پس از اين حادثه دلخراش دولت بنگلادش به اهميت جنگلهاي حرايي منطقه در جلوگيري از وقوع چنين حوادثي واقف شد و يك برنامه عظيم حراكاري مجدد در اين منطقه را آغاز كرد. از آن سال تا كنون حدود 25 هزارهكتار از اين جنگل ها كاشته و احيا شده است.
نوشته شده توسط اورمان چی در دوشنبه 1387/09/11 ساعت 11:0 موضوع | لینک ثابت
فرسايش خاك و ته نشين شدن رسوبات در آبراهه ها و مخازن آبي يكي از مهمترين مشكلات زيست محيطي دنياي در حال توسعه است. نه تنها با از دست دادن لايه زاينده ارزشمند سطح خاك بسياري از اراضي مناسب كشاورزي را از دست مي دهيم، بلكه با رسوب گذاري در مخازن سدها آثار سوء فراواني بجاي مي ماند. در نتيجه با وقوع زيان هاي اقتصادي ناشي از فرسايش خاك وضعيت فلج كننده ايجاد مي شود. فرسايش خاك يك فرآيند طبيعي است، ولي به خاطر فعاليت هاي بشري شتاب بيش از حد يافته است. بريدن درختان در شيب هاي جنگل خسارات بيشتري بدنبال دارد. تحقيقات نشان داده است كه فرسايش خاك در سطوح شيبدار بهره برداري شده 240 برابر بيشتر از فرسايش خاك در جنگل هاي دست نخورده است.
نوشته شده توسط اورمان چی در دوشنبه 1387/09/11 ساعت 10:57 موضوع | لینک ثابت
دانشگاه استانبولhttp://www.istanbul.edu.tr/ تاسیس ۱۴۵۳
دانشکده جنگل دانشگاه استانبول http://orman.istanbul.edu.tr تاسیس ۱۸۵۷
نوشته شده توسط اورمان چی در چهارشنبه 1387/05/02 ساعت 9:10 موضوع | لینک ثابت
در قرآن مجيد باد و جلوه گريهاي آن- درتوصيف عظمت و عجايب طبيعت و روز رستاخيز و ... – از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد؛ و مكرر در آيات بسيار بدان اشاره شده است. از جمله مي فرمايد:"و او كسي است كه بادها را از پيشگاه رحمت خود مژده دهنده فرستاد، تا آن هنگام كه ابرهاي گران را كم كرد، آن را به سرزمين مرده اي روانكنيم و بدان آب فرو ريزيم و به آن تمام ميوه ها را بيرون آوريم ؛ باشد كه شما پند بگيريد." اعراف57
باد نه تنها در تداوم زندگي كليه ي موجودات در طول تاريخ آفرينش ، عنصر لازم و جدانشدني از حيات بشري به شمار مي رود- چنان كه اشاره شد- بلكه خداوند اين وديعه آسماني را در آيه شريفه اشاره شده با نام مژده دهنده معرفي مي كند كه مفهومي است بسيار زيبا و پر محتوا. باد در رشد و نمو حيوانات و درختان و نباتات نيز اثر غير قابل انكار دارد. تاثير باد در جابجايي مواد گوناگون ، تلقيح و بذرپاشي روي زمين ، تلقيح گل ها و ... بر همگان واضح است. اين حقيقت را از پيام آسماني مي شنويم:
" و فرستاديم بادها را بارداكنندگان و از آسمان آبي فرود آورديم، پس شما را بدان سيراب كرديم و شما خزانه داران آن نيستيد." حجر 22
بادهاي محلي ارسباران كه ناشي از جريان هاي هوايي چهارگانه ي (جريان مركز فشار سنگين سيبري ، جريان اطلس شمالي- اسكانديناوي- جريان غربي از اقيانوس اطلس و درياي مديترانه ، جريان خشك و گرم مداري) است، به قرار زير مي باشند:
الف- بادهاي شرقي:
اين بادها از مسير درياي خزر جريان يافته و وارد بخش شرقي آذربايجان شده و به علت نا همواري هاي منطقه ي آذربايجان به شاخه هاي مختلف تقسيم شده و در امتداد دامنه هاي شمالي ساوالان(سبلان) به طرف ارسباران جريان مي يابد كه اين شاخه را " مئه يئل" مي گويند. اين باد سرد و مرطوب بوده و در فصول مناسب ، مخصوصاً گرم، باعث ريزش باران و در زمستان بارش برف مي گردد.
ب- بادهاي غربي:
بادهاي مرطوب و ملايمي هستند كه از غرب آذربايجان مي وزندو رطوبت درياي مديترانه را به همراه دارند. بيشتر در فصل زمستان و اوايل بهار وزيدن گرفته و باعث خشكيدن زمين نيز مي گردند. اين باد در محل به نام "آغ يئل" معروف است.به علت گرمي اين باد در اواخر زمستان ، برف ها آب شده و سيلاب ها راه افتاده و آب ها گل آلود مي شوند. آمدن اين باد براي همگان خصوصاً براي ساكنين كناره هاي ارس وسيله خوشحالي وپيك خجسته نوروز و روزهاي سرسبز بهاري ، محسوب مي شود. و با رسيدن اين باد بر روي زمين ، اولين گل هاي بهاري از جمله : "نوروز گولو" و "دانا قيران گولو" سر از زير خاك بيرون آورده و رسيدن بهار را مژده مي دهند. علي رغم خشكاندن زمين هاي مزروعي و دشت وصحرا ، بعد از وزش آن ، باران هاي مهم و حيات بخش نيز به وجود مي آيد.
غير از اين بادها بادهاي زير نيز در اين منطقه معروفيت دارند:
1-وعده يئلي( باد وعده)
به دنبال پايان زمستان و در روزهايي كه فروردين ماه نزديك شده، وعده بيداري درختان و جوانه ها را مي دهد. اين باد در نزد بعضي ها همان آغ يئل است.
2- خزر يئلي( باد خزر)
به علت اينكه از طرف درياي خزر مي آيد به اين نام مشهور شده است. همه ي مردم از اين باد مي ترسند، زيرا بادي است موذي وزيان آور، هم در تابستان و هم در زمستان. در تابستان هوا را به شدت سرد مي كند، و در زمستان ، هر وقت بيايد ، يخبندان فوق العاده شديدي راه مي افتد و براي دام گاهي كشتار وحشتناكي دارد.
3- بوغاناق يئلي( باد خفه كن)
اين در واقع همان گردباد است كه به صورت غفلتي و ناگهاني مي رسد، و بلافاصله طوفاني شديد برپامي كند. علامتش اين است كه وقتي ابرها در يك خط بايستد همه مي دانند كه اين باد شروع به وزيدن خواهد كرد.
4-پاييز يئلي (باد پائيزي)
اين باد از اوايل يا اواسط پائيز شروع شده و بسيار تند و شديد مي وزد و از طرف جنوب غربي مي آيد. بادي است بي رحم و همه چيز را پهلو به پهلو مي خواباند، گاهي ديوارها را خراب مي كند و درختان را مي شكند. با رسيدن اين باد مردم به فكر جمع آوري و انبار كردن آذوقه ، محصول علوفه مي افتند و هرچه زودتر خرمن ها را هم تمام مي كنند. اكثراً اين باد به دنبالش بادي به ارمغان دارد كه "چن" يا "چم" ناميده مي شود و به محض پيدايش اين باد هوا ناگهان سرد و گرفته و تيره وتار مي شود ، كم كم برف شروع به باريدن مي كند.
نوشته شده توسط اورمان چی در سه شنبه 1387/04/18 ساعت 20:33 موضوع | لینک ثابت
بر اساس نتايج به دست آمده توسط ايستگاه هاي بارندگي ماهانه و سالانه منطقه ارسباران ، بيشتر نزولات جوي در فصل بهار روي مي دهد و فصول پاييز و زمستان و بهار فصل بارندگي وفصل تابستان فصل خشكي مي باشد. اكثر باران ها در ماه هاي فروردين و ارديبهشت(ماه نيسان) و كمترين يا متوسط باران نيز در ماههاي آذر و آبان مي بارد. متوسط ميزان بارندگي منطقه تا 391 ميلي متر مي رسد.باران هاي منطقه قره داغ معمولاً به قرار زير مي باشند:
باران:
1-آغ ياغيش(باران سفيد يا باران بزرگ)
اين باران دانه هاي درشت داشته و به صورت رگبار بر زمين نازل مي شود. مردم به پربركت بودن . مبارك بودن اين باران عقيده خاصي دارند؛ چنانكه در مثل ها راجع به اين باران از قديم الايام مي گويند:"آغ ياغيشين بير داناسي ، بير آنبار بوغدادير" يعني هر دانه ي باران سفيد يك انبار گندم است. و يا " آغ ياغيش ، رحمت ياغيشي دير" يعني باران سفيد ، باران رحمت است.
2-سيسقا ياغيش ( باران تنبل و سست):
اين باران ، به طوري كه از اسمش پيداست ، اصولاً آرام ودانه هايش ريز و تؤام با مه غليظ مي باشد. مدت بارندگي اش تقريباً از يك روز تا 15 روز ادامه دارد. وقتي شروع شد همه از دست ان ناراضي گله مندند ، خصوصاً اگر فصل برداشت محصول بوده باشد.
3-شئهله مك (رطوبت)
دانه هاي فوق العاده ريز دارد و بي آن كه بارندگي ظاهر شود، در عرض چند ثانيه همه جا را خيس مي كند. اين باران تقريباً شباهت زيادي به شبنم دارد. در مناطقي كه محصول سردرختي دارد-مخصوصاً در روستاهاي ديزمار- اهالي بهترين وقت مناسب خوردن توت و انجير را موقع باريدن اين باران مي دانند.
نوشته شده توسط اورمان چی در سه شنبه 1387/04/18 ساعت 20:29 موضوع | لینک ثابت
برف منطقه ي قره داغ ، نوعاً از ماه اول يا دوم پاييز شروع مي شود و گاهي تا ماه دوم بهار ادامه دارد. پيرمردان نقل مي كنند كه در سالهاي گذشته حتي گاهي ديده شده است كه وقت رسيدن گيلاس و زردآلو برف سنگيني بر زمين نشسته و خسارات مهمي بر باغ ها وارد آورده است. بر حسب اطلاعات به دست آمده از مردم منطقه ، برف ها انواعي دارند، از جمله:
1-قوش باش قار ( برف كله مرغي)
دانه هاي اين برف درشت است و در كمترين مدت مي تواند روي زمين را سفيدپوش نمايد.
2-كئچي قيران قار( برف بزكش)
اين برف ريزدانه است ولي در عوض تند مي آيد، به طوري كه از اسمش پيداست براي حيوانات خطري بزرگ محسوب مي شود. و در عرض يك تا دو ساعت تمام صحرا را مي پوشاند. و اگر ادامه يابد زندگي را فلج مي كند.
3- آلا چالپو يا آلا چرپو
برفي گويند كه تؤام با كولاك و بوران است. اين كولاك و بوران ها در هر منطقه به مرتفع ترين قلل كوه هاي سر به آسمان كشيده منسوب مي گردد. مثلاً ارتفاعات :" سانبران" "هشتادسر" "سويوق بولاغ" "اوچ قارداش" "گؤيجه بئل" " خوي نرود" "تكه دوندوران" "چيچكلو" و ... از كولاكي ترين مناطق به شمار مي آيند كه در سال هاي گذشته چندين قرباني از كاروانيان و چارواداران و مسافران گرفته و قافله ها را ماتم زده كرده اند.
نوشته شده توسط اورمان چی در سه شنبه 1387/04/18 ساعت 20:26 موضوع | لینک ثابت
بالاترین میزان قطع درختان جنگلی
بالاترین میزان قطع درختان جنگلی در برزیل ، جایی که بین سالهای 1990 تا2000 به طور متوسط هر ساله 22264 کیلومترمربع از درختان جنگلی قطع می شوند، اتفاق می افتد. این میزان برابر وسعت کشوری مثل ولز می باشد.
بالاترین میزان احیای جنگل
بالاترین میزان احیای جنگل متعلق به چین است. در این کشور بین سالهای 1990 تا 2000 هر ساله به اندازه ای درخت کاشته شده که بتواند منطقه ای به وسعت 18063 کیلومترمربع را در بر بگیرد. این میزان برابر وسعت کشوری مثل کویت است.یعنی در عرض10 سال تقریباً 180000کیلومترمربع جنگل کاشته است.این درحالی است که چین یکی از صادرکنندگان اصلی چوب وکاغذ در دنیا محسوب می شود.
سریع ترین از دست دادن جنگل ها
بروندی در آفریقای مرکزی، بین سالهای 1990 تا 2000 از بالاترین و سریعترین میزان نابودی جنگل هایش با میزان 9% در سال رنج می برد. اگر این سرعت نابودی به همین صورت باقی بماند، بروندی کل جنگلهایش را تنها در عرض 11 سال از دست خواهد داد.
نوشته شده توسط اورمان چی در شنبه 1387/03/11 ساعت 18:14 موضوع | لینک ثابت
جنگلهاي استان
از 174 هزار هكتار جنگلهاي استان مقدار 35 هزار هكتار جنگل نيمه انبوه و 46650 هكتار جنگل تنك و 92350 هكتار جنگل مــخروبه به شــمـار مي آيدكه بطور خلاصه 100 هــزار هـكـتــار از جنگلهاي استان در دو شهرستان سردشت با80 هزارهكتار و پيرانشهر20 هزارهكتار پراكنده شده اند.(نمودار 3)
.jpg)
جنگلهاي استان آذريجان غربي با 174 هزار هكتار وسعت4/1درصد از كل جنگلهاي كشوررا كه 4/12 ميليون هكتار مي باشد را شامل مي شود. نسبت سطح جنگلها به سطح كشور 56/7 % بوده كـه ايـن مقدار دراستان آذربـايجان غربي 98/3 % مـي باشـد.
سرانه جنگل جهاني 8/0 هكتاربوده كه اين مقدارسرانه جنگل در كشور
2/0 هكتار است. سرانه جنگل در سطح استان 07/0 هكتار مي باشد. (نمودار 4)

نوشته شده توسط اورمان چی در جمعه 1387/03/10 ساعت 17:36 موضوع | لینک ثابت
حیات در طبیعت اذربایجان هنوز ادامه دارد
تحويل كوچكترين گوزن اذربایجانی و گربه پالاس به ماموران محيط زيست
كوچكترين گوزن اذربایجانی كه تصور ميشد نسل آن از 30 سال پيش در جنگلهاي حفاظت شده ارسباران منقرض شده است، توسط يكي از روستائيان منطقه ارسباران تحويل مأموران محيط زيست شد.
يكي از جوانان روستاي دارانا، از غرب منطقه ارسباران در حين چراي دامهاي خود متوجه هجوم سگهاي گله به يك رأس گوساله كوچك شده و با دور كردن سگها، گوساله 15 روزه شوكا را يافته و آن را در كنار يك بز شيرده به مدت يك هفته نگهداري ميكند كه با كسب اطلاع از اهميت موضوع، آن را به مأموران محيط زيست تحويل ميدهد.
نوشته شده توسط اورمان چی در جمعه 1387/03/10 ساعت 16:43 موضوع | لینک ثابت
ماده 259-قطع غیر قانونی درختان
در جنگل های حفاظت شده ، پارک های ملی و طبیعی قطع درختان و درختچه ها مجازات زیر را در پی دارد:
جریمه به میزان 500 تا 1000 برابر حداقل مبلغ حق الزحمه و یا به مدت یکسال مجبور به کارهای بازسازی و اصلاحی می شوند و یا به مدت 6 ماه از آزادی محروم می شوند.
نوشته شده توسط اورمان چی در یکشنبه 1387/03/05 ساعت 21:48 موضوع | لینک ثابت
برنامه ی امتحانات دانشکده منابع طبیعی اورمیه در ادامه مطلب.
نوشته شده توسط اورمان چی در جمعه 1387/03/03 ساعت 17:43 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
عذرخواهی-در رابطه با تغییر مطالب و عکس های آذربایجان توسط...
Azərbaycan respublikasının meşələri
قطع درختان کهنسال- منبع وبلاگ دوزیستان ایرانhttp://amphibia.blogfa.com/
تالاب بین المللی (اورمو گولو )درياچه اورميه-اگر در سال های آینده وجود داشته باشد و بتواند دوام بیاور
قورو گؤل
تالاب ها- قسمت اول
یکی از آثار سو تخریب جنگل ها
اهمیت جنگلهای حرا در بنگلادش
فرسايش خاك و ته نشين شدن رسوبات در آبراهه ها و مخازن آبي
آدرس سایت دانشگاه استانبول
درباره وبلاگ

زمين سبز بود؛ به سبزي بهشت و رودخانه تميز و شفاف و زلال، و طبيعت با بارش هر باران از شادابي و طراوات لبريز ميشد. سالها گذشت. جمعيت شهر رو به فزوني گذاشت. خانه هاي تازه ساخته شد و به جاي درختان سرسبز، كارخانه ها جان گرفتند و ...
احمد اسدی دانشجوی دانشکده منابع طبیعی اورمیه
اورمان= جنگل
فهرست اصلی
دوستان
مدرسه جنگل
سازمان منابع طبيعي ايران
وزارت اكولوژي و منابع طبيعي جمهوري آذربايجان
طارم هندوستان ايران
دادخواهی حیوانات از انسانها
اخبار سبز
درخت شناسی
مهندس کشاورزی(گیاه پزشک)
وبلاگ انجمن علمی مهندسی منابع طبیعی شیراز
منابع طبیعی و محیط زیست
انجمن علمی منابع طبیعی دانشگاه فیروزآباد
کیمیای سبز
چوبشناسی و صنایع چوب و کاغذ
ثبت نام دامنه رایگان
وبلاگ گروهی بچه های منابع طبیعی/محیط زیست شیراز
دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان
موتور سرچ تخصصی محیط زیست
میهن سبز(دانشکده منابع طبیعی اصفهان)
وبلاگ شخصی محیط زیست شیراز
هسته علمي محيط زیست دانشگاه اهواز
نوشته های پیشین
88/06/01 - 88/06/31
87/09/01 - 87/09/30
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
86/11/01 - 86/11/30
طراح قالب
POWERED BY